منتقدان حوصله حرف و حدیث ندارند

به گزارش دیار سلمان، فرشته احمدی می گوید: منتقدان حوصله دشمنی و حرف و حدیث ندارند و این موضوع به وضعیت بد نقد ادبی دامن می زند. از طرف دیگر، منتقدان حرف های عمومی را تکرار می نمایند چون نمی خواهند گاو پیشانی سفید باشند.

منتقدان حوصله حرف و حدیث ندارند

این نویسنده و منتقد ادبی در گفت وگو با دیار سلمان، درباره نقد ادبی و صندلی آن در ادبیات ایران، اظهار کرد: فکر نمی کنم این که نقد نداریم، جمله درستی باشد اما در جامعه فعلی ما نقد ادبی به شکل سازماندهی شده، مرتب، تعیین و باهدف وجود ندارد که مخاطبان بدانند و به آن مراجعه نمایند. در دوره های مختلف همواره در حال فراز و نشیب هستیم و با تعطیل شدن روزنامه ها و با چند جور شدن نشریات کاغذی می بینیم جدی دریافت نقد شوخی است.

او اضافه کرد: در نشریات و فضای مجازی دو مدل نوشته داریم؛ یکی بسیار عامیانه، کلی گویانه و حرف های سلیقه ای درباره آثار چاپ شده و دیگری بسیار متکی به تئوری، تئوری هایی که کمتر خوانده و فهمیده شده اند. کسانی که این طور نقد می نویسند کم دانش و کم سواد نیستند اما اشکال شان این است که برای خوانش ادبیات ایرانی بی رغبت هستند و نسبت به آن قضاوت منفی دارند و فکر می نمایند بدون این که به خواندش احتیاج داشته باشند می توانند نقد و آنالیز نمایند؛ یعنی نسبت به تئوری ها ناآگاه نیستند؛ آن چه درباره آن ناآگاه هستند ادبیات ایران است که می خواهند درباه آن حرف بزنند. این منتقدان پیش قضاوت هایی دارند که بر اساس آن ها دائم این ادبیات را سرکوب می نمایند.

احمدی با بیان این که همه این جریان ها جریان های کم جانی هستند، گفت: شاید جدی بودن و حرف جدی زدن در جامعه ما چندان صندلیی ندارد. فکر می کنم فضای مجازی هم به این ماجرا دامن زده است. آدم ها کم حوصله شده اند و حوصله خواندن مطالب طولانی را ندارند و ترجیح می دهند عکس تماشا نمایند و یا جمله های کوتاه اینستاگرامی بخوانند. البته شاید به دلیل مسائل مالی که دارند، دل شان نمی خواهد درگیری ذهنی برای خودشان ایجاد نمایند. در حالی که واقعیت نقد، هم در زمینه ادبی و هم اجتماعی و سیاسی این است که درگیری ذهنی برای آدم ها ایجاد کند و فضای موجود را زیر سوال ببرد. اما به نظر می رسد در جامعه ما اکثر آدم ها حوصله این را ندارند. لااقل از توفیق فیلم های سینمایی می شود این را فهمید که آدم ها ترجیح می دهند در فضایی قرار بگیرند که چندان ذهن شان را دچار درگیری نکند و آن ها را سرگرم کند.

او سپس گفت: امیدوارم این وضعیت دائمی نباشد. ولی بیرون آمدن از این وضعیت کاری سخت است. فقط غر زدن و نارضایتی آدم های دغدغه مند که به این فضا دل خوش نیستند، فایده ای ندارد. آن ها باید بدون اعتنا به مخاطبی که آن ها را نمی پسندد کارشان را انجام بدهند. البته در جامعه ما داشتن انگیزه برای این که کار خودت را انجام بدهی؛ کاری که به آن اعتقاد داری، بدون دریافت پول و بدون احتیاج به تشویق از سوی مخاطب، سخت است.

این داستان نویس درباره مراسمی که با عنوان نقد و آنالیز کتاب برگزار می شود نیز اظهار کرد: این جلسات اهداف مختلفی دارند و درستش این است که با تنوع برگزار شوند. گاهی هدف از برگزاری چنین جلساتی معرفی کتابی است که تازه منتشر شده است و پشت این مراسم ناشر و خود نویسنده هستند. زمانی که ناشر و نویسنده تصمیم می گیرند برای کتاب رونمایی بگیرند مسلما آدم هایی را دعوت نمی نمایند که بخواهند با نگاه منفی به کتاب نگاه نمایند بلکه آدم هایی را دعوت می نمایند که نظر مثبتی درباره کتاب دارند. از طرف دیگر، هدف جلسه معرفی کتاب است و ناقد و کسانی که دعوت شده اند باید بدانند درباره کتاب خیلی دقیق هم حرف نزنند زیرا مخاطبان کتاب را نخوانده اند.

او با بیان این که نباید با دید منفی به جلسات نقد و آنالیز کتاب نگاه کنیم، اظهار کرد: حمایت از هنرمندان در جامعه مان کم است. گاهی هم که ناشر برای سود شخصی خود فضا را در اختیار معرفی کتاب می گذارد، نباید انتقاد کنیم. جلسه نقد و آنالیز معنای خود را دارد و باید ببینیم هدف برگزارنماینده جلسات چیست. گاهی هم شرکت در جلسات برای بعضی از منتقدان حالت شغل پیدا می نماید؛ جلسه نقد و آنالیز ای که در بعضی موسسه های دولتی برگزار می شود، منتقد بودن مانند شغلش شده است. منتقد هفته ای یک بار در چنین جلساتی شرکت می نماید، کتاب را نقد می نماید و دستمزد تعیین می گیرد. مسما این منتقد با هر اثری مانند یک اثر واحد برخورد می نماید و مسلما فرصت این را ندارد که بخواهد دقت لازم را به خرج دهد. از طرفی انگیزه لازم را هم ندارد؛ در واقع انگیزه اش این است که هفته ای یک بار برود، دستمزدش را بگیرد و نامش در نشریات چندباری مطرح شود. پیدا کردن جلسات و نشست های مستقل، که هدف شان ادبیات باشد خیلی مهم است اما تعداد این جلسات به خاطر نبود انگیزه کافی کم است.

نویسنده هیولاهای خانگی، گرمازدگی و پری فراموشی همچنین درباره ریویوهای ادبی که با عنوان نقد ادبی منتشر می شوند، شرح داد: مرورنویسی یا ریویونویسی در همه جای جهان کار مثبتی است که باید انجام شود و تعریفش با نقد متفاوت است. هدف از مرورنویسی کتاب این است که بگوید این کتاب درباره چیست، نویسنده چقدر پیروز بوده و آیا توانسته هدفش را انجام بدهد یا نه. مرورنویس نه وارد حوزه های فلسفی می شود و نه نحله های نقد ادبی مدنظرش است که بر اساس آن ها بخواهد نظرش را درباره کتاب ابراز کند. مرورنویسی با نقد بسیار متفاوت است و ما به هر دو آن ها احتیاج داریم. جای نقد درست در روزنامه ها خالی است و به ریویوها به عنوان نقد نگاه می شود.

فرشته احمدی گفت: تعریف و تمجیدهایی که در مرورنویسی ها وجود دارد به محافظه کاری آدم ها در این زمانه برمی شود. خیلی محافظه کار شده ایم، منتقدان ترجیح می دهند کاری را که دوست ندارند، درباره اش ننویسند زیرا حوصله دشمنی و حرف و حدیث ندارند که این موضوع به وضعیت بدمان دامن می زند. البته ننوشتن درباه کاری که دوست ندارند صادقانه تر است. بعضی کاری را دوست ندارند اما به دلیل محافظه کاری شدیدشان درباره اش نقد یا ریویو مثبت می نویسند. به قول کسی که می گفت جبران سکوت آسان تر از حرف زدن است، اگر دباره چیزی اظهارنظر ننمایند بعدا فرصت دارند تا اظهارنظر درستی داشته باشند. جامعه ما پر از اظهارنظرهای غلط است اما نمی دانم آدم ها کی به خود فرصت می دهند تا اظهارنظرهای غلط را جبران نمایند. بارها و بارها دیده ام آدم ها به صورت شفاهی نظر منفی ای درباره کتابی می دهند اما همان آدم نقد خوب درباره کتاب می نویسد. این برای من قابل درک نیست.

او در ادامه بیان نمود: اگر مسئله مالی پشت این اتفاق بود، قابل درک بود، اما در ادبیات مسئله پول مطرح نیست که آدم بخواهد دندان طمع برایش تیز کند و برایش باندبازی راه بیندازد. فکر می کنم روحیه محافظه کاری و ماندن در گروه و باندی که انتخاب نموده اند و طرد نشدن از سوی آن ها باعث شده تا منتقدان حرف های عمومی ای را که در جامعه تکرار می شود، تکرار نمایند که گاو پیشانی سفید نباشند و حرف متفاوت با مردم نزنند. به جای این که منتقدان راهنمایی نماینده ذهن مردم باشند، دنباله رو آن ها شده اند؛ نگاه می نمایند تا ببینید چه اثری با توفیق روبه رو شده تا درباره آن اثر نظر مثبت بدهند. از سویی هم اگر اثری با اقبال روبه رو شود و منتقدان آغاز به بدگویی درباره آن نمایند، باز هم هزار برداشت نادرست از این حرف ها می شود. جامعه ما دچار انحطاطی در اخلاق شده که خیلی تکلیف آدم ها تعیین نیست و بهتر است سکوت نمایند. بهترین کار داشتن صداقت و نوشتن واقعیات و نقد درست و علمی است که به انگیزه و وقت و روحیه مثبت احتیاج دارد.

منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: 20 آذر 1398 بروزرسانی: 31 فروردین 1399 گردآورنده: salmandiar.ir شناسه مطلب: 636

به "منتقدان حوصله حرف و حدیث ندارند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "منتقدان حوصله حرف و حدیث ندارند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید